ابن ميثم البحراني ( مترجم : صاحبي )
277
شرح مئة كلمة لأمير المؤمنين ( ع ) ( فارسي )
هر كه در لطايف اين كلمات دقّت كند و با آينهء راز خويش اسرار اين رموز را كشف كند خواهد دانست كه على عليه السلام از سروران عرفا و رؤساى واصلان به حق بوده است و مقصود اين است كه شخص عارف خردش را زنده كرده است به اين كه مادّهء حيات را كه دانشها و كوشش در تحصيل آن است زنده كرده است و نفس امّاره اش را ميرانده است يعنى آن را به فرمان نيروى عقلانى در آورده چنان كه عوامل به اطاعت در آوردن نفس اماره و چگونگى آن را پيش از اين دانستى تا آن جا كه بدنش كوچك و لاغر شد بس كه رنج رياضت را متحمّل شده است ، و آنچه ستبر و ضخيم بود يعنى صورتهاى جسمانى پستش نازك و لطيف شد و نفسش به صورت آينه اى پر جلا شد و در آن درخشش نور عزّت درخشيد ، كه همانطور كه دانستى در اصطلاح عرفا ( وقت ) مىباشد . و كونه كثيرا : اشاره به مطلبى است كه ياد كرديم كه اين درخششها پيوسته فزونى مىيابد تا اين كه در غير حال رياضت كشيدن او را مىپوشاند . گفتار آن حضرت ( ع ) فابان له الطريق . . . يعنى به وسيله آن درخششها پس از آنى كه بدان راه نيافته بود به نردبانهاى عالم قدس هدايت يافت و با آن راه ميانه تر را پيمود پس از آنى كه در حال رياضت در اسارت نيروى متخيّله اش بود و او را به راههاى گوناگون مىكشيد و آن بر حسب اختلاف حكايت نفس از امور خيالى بود كه پيش از مطلع شدن برتابش آن درخششها بر راه روشن پيش مىآمد و به همان سبب گفته است و تدافعت به الابواب : يعنى درهاى نيروى متخيّله كه پيش از تابش يا مشرف شدن بر در سلامتى كه به خانهء ماندنى منتهى مىشود همان راههاى صحيح مىباشد . و ثبتت رجلاه . . . اشاره به